مرتضى راوندى

520

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

ادامه تعصّبات مذهبى نه‌تنها در قرون وسطا و قرون جديد ، بلكه در قرن هيجدهم و نوزدهم يعنى در همان سالهائى كه ملل اروپاى غربى با مطالعه در نمودهاى گوناگون طبيعى و اجتماعى و به يارى مشاهده و تجربه سعى مىكردند به حقايق علمى و قوانين طبيعى و اجتماعى و اقتصادى پىببرند و با كشف مجهولات ، از دردها و نارساييها و مشكلات زندگى فردى و اجتماعى خود بكاهند ، در بعضى از ممالك اسلامى جنگهاى مذهبى و مبارزات فئودالها براى كسب قدرت دوام داشت . از جمله تركان عثمانى به‌جاى درمان دردهاى گوناگون داخلى و اجتماعى خود ، و مبارزه با جهل و فقر و بيمارى ، به توسعه‌طلبى و كشورگشايى در شبه جزيره بالكان يعنى در جهان مسيحيت مىپرداختند و آرزو داشتند به‌نام دين و به زور شمشير ، ملل شبه جزيرهء بالكان را زير نفوذ سياسى خود درآورند . در حالىكه با ديگر فرق اسلامى نيز راه عناد و دشمنى پيش گرفته بودند ، تا جايى كه « به فتواى روحانيون و علماى ترك ، كشتن يك ايرانى شيعه در پيشگاه خداوند با قتل هفتاد عيسوى برابر ، و ثوابش از آن بيشتر بود . . . » « 1 » به قول گيبون ، مورخ انگليسى : « پيروان فرقه‌هاى مذهبى كه تحت تعقيب و آزار قرار گرفته باشند ، چون به علت ترس و افسردگى و به حكم تنفّر ، خشمگين ، و به واسطه شور و هيجان مذهبى برافروخته و آتشين هستند ، ندرتا مىتوانند واجد آرامش طبع و خونسردى لازم براى تحقيق و كشف حقيقت باشند ، يا بدون هيچ تعصّبى انگيزه‌هاى دشمنان خود را درك كنند ، خاصه كه در اين‌گونه موارد چشم افراد تيزبين و بىطرفى كه دور از معركه جدال و حتى ايمن از خطر تعقيب و آزارند ، اغلب قادر به تشخيص و تميز اين‌گونه انگيزه‌ها نيست . . . » « 2 » در حال حاضر ، يعنى در عصر تمدن جديد ، پس از آنكه ميليونها نفر از نفوس بشرى در طى قرون ، در نتيجهء تعصّبات مذهبى يا عدم تحمّل عقايد ديگران ، در خاك و خون غلتيدند ، سرانجام در اعلاميهء حقوق بشر « آزادى مذهب و عقيده به عنوان يكى از حقوق و آزاديها مسلم بشرى به رسميّت شناخته شد ، و روزولت رئيس جمهور آمريكا ، در انتظار روزى بود كه آزاديهاى چهارگانهء زير يعنى : « آزادى بيان ، آزادى مذهب و عقيده ، آزاد از نيازمندى ، و آزادى از بيم و هراس . . . » « 3 » براى عموم افراد بشر در سراسر جهان

--> ( 1 ) . مأخوذ از : زندگى شاه عباس اول ، نوشتهء نصر إله فلسفى ، ج پنجم . ( 2 ) . گيبون ، انحطاط و سقوط امپراتورى روم ، ترجمهء ابو القاسم طاهرى ، ص 227 . ( 3 ) . مأخوذ از كتاب : روابط بين المللى از قديم الايام تا سازمان ملل متحد ، تأليف دكتر متين دفترى ، استاد سابق دانشگاه .